Tuesday, July 22, 2014

شنبه 26 جولای با احمد پوری

گفتمان سیاسی اجتماعی

26 جولای

 ______________________

Paltalk

View all  ---> all Languages---> Iran

Iran Goftemaan Siasi Ejtemaaee 

------------------

زنجیره های تنش در اوکراین وخاورمیانه 

 با احمد پوری



فايلهای صوتی


با کدام مدلهای فکری می توان بحرانهای مداوم منطقه را بهتر درک کرد؟
مقایسه دو فاجعه ای که همزمان در اوکراین و نوارغزه اتفاق می افتد و چگونگی عکس العمل رهبران کشورهای متمدن و دمکراتیک غربی در مورد این دو فاجعه همزمان!
بحران اوکراین به کدام سو می رود؟ فاکتورهای مهم برای پیروزی غرب یا روسیه کدامند؟ آینده خود اوکراین و نقش مردم اوکراین کدام است؟
آیا مسائلی که در خاورمیانه و اوکراین در جریان است مسائلی مستقل و متکی بخود در محدوده منطقه هستند؟ 
نقش جنبش ها و جنگهای ناسیونالیستی، ملی گرایی و مذهبی در حل این مسائل چیست؟
رابطه این جنگها و بحرانهای منطقه ای با بحران های جهانی و منافع استراتژیک قدرتهای جهانی چیست؟
آینده و راه حل های ممکن را چگونه و با کدام پارامترها می توان بررسی و پیش بینی کرد؟
نقش بنیادگرایی مذهبی اسلامی و یهودی در این جنگها کدام است؟
آیا اسرائیل واقعا دشمن حماس می باشد؟ یا اینکه همواره به نیرویی مانند حماس بطور استراتژیک نیاز دارد و چرا؟
آیا اسرائیل واقعا صلح می خواهد؟ اگر می خواهد با کدام شرایط؟
آیا اسرائیل می تواند با دولت فلسطین همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد؟ اگر آری شرایط آن کدام است؟ تئوری دو دولت مستقل...
آیا اسرائیل می تواند با اشغال کامل تمامی مناطق فلسطینی با فلسطینی ها در یک کشور دمکراتیک بسر برد؟ تئوری یک دولت برای اسرائیل و فلسطینی ها...
آیا اسرائیل می تواند همه مناطق فلسطینی را اشغال کند و آپارتاید را در مورد فلسطینی ها عملی کند؟
آیا اسرائیل می تواند با نیروی نظامی و بمب افکن هایش به پاکسازی قومی و نسل کشی کامل فلسطینی ها دست بزند؟
اگر جواب همه این سئولها منفی باشد در آنصورت راه حل چیست؟ و چشم انداز آینده را چگونه می توان بررسی و بهتر فرموله کرد؟
... ... ...


اطلاعاتی در مورد بحث بالا

هنری کیسینجر دیپلماسی قرن بیست و یکم، منازعات اسرائیل با اعراب، بخش اول


*****
به این فیلم نگاه کنید تا عمق فاجعه را که در اسرائیل در جریان است، درک کنید: درهای جهنم واقعی به روی ساکنان خاورمیانه باز می شود! در پیوند زیر بقیه مطالب را می توانید ملاحظه کنید. 
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/919444654741437?




Gaza war tourism - Keren Levy: I'm a little bit fascist
https://www.youtube.com/watch?v=Tjw8U0AcH4Q

July 15, 2014 at 2:57pm

----------------------------------------




https://www.youtube.com/watch?v=fvXv3kRwjBg


نام اهنگ به صلح مشهور است  .به یيش ار،220000 انسان در غزه سوریه عراق و افریقا و اکراین طعمه جنگ شدند و جان باختند فقط در 10 سال اخیر  75% این تعداد زن و کودک بودند .ملیونهاآاواره محصول جنگ 


ترجمه از باريش

 ایا بس نیست این همه خون ریزی ؟ ای انسانها؟
 زمین سیراب نشد از این همه خون؟
 روی زمین باید همه انسانها بسان دوست باشند
در اغماق قلبم همه این آ رزوها آرزوی زمانه است
به صلح بیایید ای انسانها که تمامی دنیا محو خواهد شد
سلاحها را به اتش بکشید ته دود ان به آسمان و عرشش برسد
 در هر ایل و طایفه ای نغمه صلح پر بکشد و پرواز کند
در روی زمین میبایست همه دوستی را پیشه کنند
 من مادر هستم و  این نغمه ام ناله زمینی هاست
من مادر همه این آرزوهای شیرین هستم 
که درد در تمامی وجود زمین و اسمان است
به صلح بیایید  و الا جهان نابود خواهد شد
 آیا بس نیست این همه خون ریزی ؟ ای انسانها؟
 زمین سیراب نشد از این همه خون؟
 روی زمین باید همه انسانها بسان دوست باشند
 در اعماق قلبم همه این آرزوها آرزوی زمانه است
من مادر همه این آرزوهای شیرین هستم 
که درد در تمامی وجود زمین و اسمان است
به صلح بیایید
 ای انسانها که تمامی دنیا محو خواهد شد
 سلاحها را به آتش بکشید ته دود ان به آسمان و عرشش برسد
 در هر ایل و طایفه ای نغمه صلح پر بکشد و پرواز کند
 در روی زمین میبایست همه دوستی را پیشه کنند
 من مادر هستم و  این نغمه ام ناله زمینی هاست
 به صلح بیایید  و الا جهان نابود خواهد شد

**********

هیچی رو وِل نمی‌کنی

http://www.youtube.com/watch?v=30nIZJ7S3o8

********************


____________________________________




Saturday, July 12, 2014

"اهمیت روند اجتماعی شدن در روابط مابین جنسیتی"

گفتمان سیاسی اجتماعی

19 جولای

 زمان به وقت اروپای مرکزی :20:00

14:00: نيويورک 22:30: ، تهران 

 ______________________

Paltalk

View all  ---> all Languages---> Iran

Iran Goftemaan Siasi Ejtemaaee 

__________________________


"اهمیت روند اجتماعی شدن در روابط مابین جنسیتی"

با هما مرادی

  پژوهشگر و فعال جنبش زنان

اینکه زنان و مردان با هم متفاوتند، امری بدیهی است. روند اجتماعی شدن، و نرم ها، ارزش ها، هنجار‌ها و ناهنجار‌ها بر بستری از اقتصاد، تاریخ، جغرافیا فرهنگ (از اخلاق و مذهب گرفته تا ادبیات و هنر ...)، از ما موجوداتی بسیار گوناگونی می ­سازند . توضیح و آنالیز این تفاوت‌ها نه بر اساس تفاوت‌های بیولوژیکی، بلکه با توجه به اهمیت نقش ساختار و مناسبات قدرت در بستر جامعه امکان پذیر خواهد بود و اینکه چگونه قدرت حاکم از طریق پروسه ی اجتماعی شدن، انسان هایی (زنان و مردان) می‌ سازد که جایگاه قدرت حاکميت را نه تنها به خطر نمی­ اندازد، بلکه آن را تولید و باز تولید می‌کند. ما در ۱۹ جولای سعی می‌کنیم که به بحث و گفتگو در مورد بخشی از این مجموعه ‌(روند اجتماعی شدن يا سوسياليزاسيون) بپردازیم.

فايلهای صوتی


_____________________





روی جاده نمناک

گفتمان سیاسی اجتماعی


با اشاره به کارهای درخشان و اهمیت جایگاه صادق هدایت در ادبیات فارسی از یک سو و شیوه ی زندگی پر فراز و نشیب و رازآلودگی رفتن وی از سوی دیگر، سبب شد تا با یاری همکاران گفتمان سیاسی اجتماعی، بر پایه ی شعر بسیار زیبای مهدی اخوان ثالث و انتخاب یک موسیقی، یادواره ی زیر تهیه و ارایه گردد. باشد که یاد و ارزش های هدایت در خاطرات، زنده بماند 


http://youtu.be/BI_cUKA4BtY

روی جاده نمناک

مرثیه ای برای صادق هدایت

مدت ها پس از خودکشی صادق هدایت، همین چندی پیش در اخبار او خواندم که در ایام نزدیک به آن فرجام تلخ، چندتایی آثار منتشر نشده خود را که نزد این و آن بوده ازشان می گیرد و با آنچه از این دست آثار پیش خود بوده، یکجا، دریک لحظه بحرانی و خشماگین، می سوزاند، و از آن جمله کتاب یا کتابچه ای بوده است یا نمی دانم چه، نامش «روی جاده نمناک» که شاید بعضی از دوستان دمخور و نزدیک هدایت، این کتاب را نزد او دیده باشند یا نام و نشانش را شنیده. اما جز آنچه گذشت دیگر خط و خبری از چند و چون این اثر منتشر نشده و سوخته او، ظاهرا در دست نیست، یا ما انبوه و عامه مردم، بی خبریم. باری، ازحرف های دیگر گذشته، اصلا نفس خبر و اسم و سرنوشت این اثر معدوم از آن عزیز برای من خاطره انگیز و دردآلود بود، و پرسش ها و حسرت و تأثرها با خود داشت که یحتمل از خوانده های کار او پیشم کمتر نبود. گرامی خوبی که ننگ وجود تهران را برصفحه این ملک، هزاره ای و قرنی چند یک بار، پیدا شدن چنین نازنین فرزندی در دامنش مگر بشوید و کفاره دهد. اکنون این زمزمه ای است با او و برای او و کتیبه شکسته بسته ای بر آستانه یاد ارجمند او.

مرثیه ای برای صادق هدایت

اگر چه حالیا دیریست کآن بی‌کاروان کولی
ازین دشت غبار آلوده کوچیده ست،
و طرف دامن ازاین خاک دامن گیر برچیده ست؛
هنوز از خویش پرسم گاه:
آه
چه می‌دیده‌ ست آن غمناک روی جاده‌ نمناک؟
***
زنی گم کرده بوئی آشنا، و آزار دلخواهی؟
سگی ناگاه دیگر بار
وزیده بر تنش گمگشته عهدی مهربان با او
چنانچون پار یا پیرار؟
سیه روزی خزیده در حصاری سرخ؟
اسیری از عبث بیزار و سیر از عمر
به تلخی باخته، دار و ندار زندگی را در قماری سرخ؟
و شاید هم درختی ریخته هر روز همچون سایه در زیرش
هزاران قطره خون بر خاک روی جاده‌ی نمناک؟

چه نجوا داشته با خویش؟
پیامی دیگر از تاریکخون دلمرده‌ سودا زده، کافکا؟
-
(درفش قهر،
نمای انتقام ذلت عرق یهودی از نظام دهر،
لجن در لج، لج اندر خون و خون در زهر.)-
همه خشم و همه نفرین، همه درد و همه دشنام؟
درود دیگری بر هوش جاوید قرون و حیرت عصیانی اعصار
ابر رند همه آفاق، مست راستین خیام؟
چه نقشی می‌زده ست آن خوب
به مهر و مردمی با خشم یا نفرت؟
به شوق و شور یا حسرت؟
دگر بر خاک یا افلاک روی جاده‌ی نمناک ؟
دگر ره مانده تنها با غمش در پیش آیینه
مگر، آن نازنین عیاروش لوطی؟
شکایت می‌کند زآن عشق نافرجام دیرینه،
وز او پنهان، به خاطر می‌سپارد گفته‌اش طوطی؟
کدامین شهسوار باستان می‌تاخته چالاک
فکنده صید بر فتراک روی جاده‌ی نمناک؟
***
هزاران سایه جنبد باغ را، چون باد برخیزد
گهی چونان گهی چونین.
که می‌داند چه می‌دیده‌ ست آن غمگین؟
دگر دیریست کز این منزل ناپاک کوچیده‌ ست.
و طرف دامن ازین خاک برچیده ست.
ولی من نیک می‌دانم،
چو نقش روز روشن بر جبین غیب می‌خوانم،
که او هر نقش می‌بسته ست، یا هر جلوه می‌دیده ست،
نمی‌دیده ست چون خود پاک روی جاده‌ی نمناک.

اخوان ثالث
تهران- اردیبهشت 1340



******



Saturday, July 5, 2014

مانیفست ويکتور خارا و جو هیل


گفتمان سیاسی اجتماعی

@@@@@@@@@@@@@@



ويکتور خارا Manifesto شاملو


@@@@@@@@@@

الیستر هیولت،  یک خواننده، ترانه سرا و سوسیالیست بین المللی انقلابی بود. او انسانی اجتماعی، پویا و مهربان بود که برای جهانی برابر مبارزه و عشق و احترام به همه ی انسان ها را ترویج کرد. او یک اسطوره ی موسیقی بود که برای بسیاری الهام بخش بود، برای اینکه با ترکیب موزیک فولکلور و پانک، مبتکر نوعی موسیقی بود که آوازها و زمزمه های آنهایی که دسته جمعی کار می کنند را تداعی می کرد. الیستر هیولت در ١٩۵١، در شهر گلاسکوی اسکاتلند متولد شد و در دوران جوانی به عنوان یک سوسیالیست انقلابی فعالیت می کرد، پس از جنگ خلیج در ١٩٩١، اندیشه های وی رادیکالیزه شد و به سازمان بین المللی کارگران سوسیالیست انقلابی پیوست، وی همه ی مبارزان راه آزادی، از جمله "ویکتور خارا" را دوست می داشت و در کارنامه ی خویش اجرای زیبای سرود اینترناسیونال را نیز دارد. سال ٢٠١٠ وقتی الیستر هیولت، چشم از جهان فروبست، دوستدارانش و همه ی آنها که او را می شناختند، در سوگی عمیق فرو رفتند 
"ویکتور خارا"، شاعر انقلابی، آهنگساز، آوازخوان و گیتاریست بود. وی در جریان کودتای پینوشه، علیه دولت مردمی آلنده دستگیر شد. در ١٦ سپتامبر ١٩٧٣، کالبد تیرباران شده اش با دست های شکسته در کنار یکی از خیابان های شهر رها شده بود




Victor Jara of Chile :  Alistair Hulett 
ترجمه ی شاملو


ویکتور خارا شیلیایی بود
کوتاه، اما شهاب گونه، چه زیبا زندگی را پیمود
برای مردم شیلی چنگ بر گیتار کشید
و مبارزه را با آوازهایش فریاد کشید
دستانش مهربان بود
دستانش توانا بود

ویکتور خارا روستازاده بود
کار را که آغازید، هنوز کوچک بود
آنگاه که پشت گاوآهن پدرش می نشست
چگونگی تغییر جهان را خیره می گشت
دستانش سخاوتمند بود
دستانش پر توان بود

در میان جشنی، کودکی در همسایگی
چشم از جهان فرو بست
مادر، همه ی شب را تا به سحر مویه می کرد
و ویکتور، ناله های مادرغمزده را با آواز همراه می کرد 
دستانش لطیف بود 
دستانش پر طنین بود

و آنگاه که جوانی را جوانه زد
مبارزه با ظلم و ستم را ترانه کرد
شادی و اندوه مردم را آویزه ی گوش کرد
و سپس شور و رنج را با زبان آوازه کرد 
دستانش رفیق بود 
دستانش قوی بود

او برای معدنچیان مس، می خواند و می سرود
و برای کسانی که روی زمین کار می کردند، نغمه سرمی داد
او برای کارگران کارخانه آواز می خواند و لب می گشود
کارگران نیز می دانستند که قلب ویکتور برای آنها می تپد 
دستانش پر سرور بود
دستانش پر خروش بود


او برای پیروزی آلنده، روز و شب
لحظه به لحظه، جا به جا در همه جا، مبارزه کرد
و اینگونه ترانه خواند:
"دست در دست یکدیگر فشارید"
"که آینده از امروز آغاز می شود"
دستانش گل باران بود
دستانش ستاره باران بود
سرهنگ های پست جنایتکار، شیلی را اشغال کردند
و سپس ویکتور را نیز دستگیر کردند
و همراه با پنج هزار معترض سراسیمه
در زندانی به بزرگی استادیوم، محبوس کردند
دستانش شفیق بود 
دستانش قدرتمند بود

ویکتور، سرفرازانه ایستاد و با سینه ای فراخ
در گستره ی استادیوم
برای هم بندی هایش، پی در پی خواند و آواز سرداد
تا اینکه گاردها صدایش را بریدند و گسستند
دستانش با صفا بود 
دستانش با وقار بود

استخوان های دستان پر صلابتش را شکستند
سر و روی پرنفوذ و جذابش را مجروح کردند
با شوک الکتریکی، تن رنجورش را پاره پاره کردند
شکنجه، باز هم شکنجه، و پس از دو روز تیربارانش کردند 

دستانش شایسته بود
دستانش وارسته بود
سرانجام، قدرت سیاسی را سرهنگ ها تصاحب کردند
انگلیسی ها نیز خوشحال بودند، چون سرهنگ ها
با هواپیماهای جنگنده ی "هاکر هانتر" به شیلی حکومت کردند
با تانک های "چیفتانک" انگلیسی به شیلی حکومت کردند 
دستانش پربار بود
دستانش سرشار بود


ویکتور خارا شیلیایی بود
کوتاه، اما شهاب گونه، چه زیبا زندگی را پیمود
برای مردم شیلی چنگ بر گیتار کشید
و مبارزه را با آوازهایش فریاد کشید
دستانش وه چه زیبا بود
دستانش چه بی پروا بود


************************************************

Victor Jara of Chile

Words : Adrian Mitchell / Music : Arlo Guthrie

Lyric as sung by Dick Gaughan


Victor Jara of Chile He lived like a shooting star

He fought for the people of Chile

With his songs and his guitar
And his hands were gentle, His hands were strong

Victor Jara was a peasant

He worked from a few years old

He sat upon his father's plough
And watched the earth unfold
And his hands were gentle,
His hands were strong


When the neighbours had a wedding

Or one of their children died

His mother sang all night for them
With Victor by her side
And his hands were gentle,
His hands were strong


He grew to be a fighter

Against the people's wrongs

He listened to their grief and joys
And turned them into songs
And his hands were gentle,
His hands were strong


He campaigned for Allende

Working night and day

He sang, "Take hold of brother's hand
The future begins today"
And his hands were gentle,
His hands were strong

The bloody generals seized Chile

They arrested Victor then

They caged him in a stadium
With five thousand frightened men
And his hands were gentle,
His hands were strong

Victor stood in the stadium

His voice was brave and strong


He sang for his fellow prisoners
Until the guards cut short his song
And his hands were gentle,
His hands were strong

They broke the bones in both his hands

They beat his lovely head

They tore him with electric shocks
After two long days of torture they shot him dead
And his hands were gentle,
His hands were strong


Now the generals rule Chile

And the British have their thanks

For they rule with Hawker Hunters
And they rule with Chieftain tanks
And his hands were gentle,
His hands were strong


Victor Jara of Chile

He lived like a shooting star

He fought for the people of Chile
With his songs and his guitar

And his hands were gentle,

His hands were strong


گفتمان سیاسی اجتماعی

راوی حکایت باقی


@@@@@@@@@@@@

جو هیل را دیشب در خواب دیدم
سروده ای ازجوهيل 
خواننده:  جون بائز


برگردان: پرواز




جو هیل را دیشب در خواب
 دیدم
زنده، مثل من و تو
به جو گفتم: "تو ده سال است که کشته شدی"
پاسخ داد: "من هیچ وقت نمردم"
جو گفت: "من هیچ وقت نمردم"

صاحبان سرمایه تو را کشتند جو
آنها تن تو را با گلوله ی سربی، تیرباران کردند و کشتند
برای کشتن یک انسان،به بیش از یک اسلحه نیاز است
جو گفت: "من هیچ وقت نمی میرم"
پاسخ داد: "من هیچ وقت نمی میرم"

در حالی که کنار تختم ایستاده بود
سرزنده ومصمم، باچشمانش که ميخنديد 
جو می گفت: آنها هرگز نمی توانند کسی را بکشند
بلکه این عمل، باعث می شود که مبارزان متشکل شوند

از سن دیگو تا مين
درهر معدن و کارخانه
در هر کجا که کارگران از حق خود دفاع ميکنند
آنجاست که می توانید جو هیل را پیدا کنید
آنجاست که جو هیل را زنده می یابید

جو هیل را دیشب در خواب دیدم
زنده، مثل من و تو
به جو گفتم "تو ده سال است که کشته شدی"
پاسخ داد: "من هیچ وقت نمی میرم"
جو گفت: "من هیچ وقت نمی میرم"



I dreamed I saw Joe Hill last night,
alive as you and me.
Says I "But Joe, you're ten years dead"
"I never died" said he,
"I never died" said he.

"The Copper Bosses killed you Joe,
they shot you Joe" they filled you full of lead.
"Takes more than guns to kill a man"
Says Joe "I didn't die"
Says Joe "I didn't die"



And standing there as big as life
and smiling with his eyes.
Says Joe "What they can never kill
went on to organize,
went on to organize

From San Diego up to Maine,
in every mine and mill,
Where working men defend their rights,
it's there you'll find Joe Hill,
it's there you'll find Joe Hill!


I dreamed I saw Joe Hill last night,

alive as you and me.

Says I "But Joe, you're ten years dead"

"I never died" said he,

"I never died" said he


"In Salt Lake City, Joe," says I, 
Him standing by my bed, 
"They framed you on a murder charge," 
Says Joe, "But I ain't dead," 
Says Joe, "But I ain't dead." 



کارگران جهان، به پا خیزید!

http://youtu.be/T-zwBHbBWew


سروده ای از جوهیل

 برگردان از پرتو یاران



کارگران جهان، به پا خیزید!
زنجیرهایتان بگسلید. حق خویش بستانید.
مفت خوران استثمارگر
به یغما می برند تمام دسترنج تان را.
آیا فرجام تان این است
از گهواره تا گور کرنش و تسلیم؟
یا غایت آروزهاتان بردگی ست؟
اسیران گرسنگی! به پا خیزید
خود برای رهایی نبرد کنید؛
ای بردگان سرزمین ها
برخیزید در سرزمینی واحد.
اشک کودکان مان برای نان،
مرگ میلیون ها گرسنه؛
آرمان  و  راه تان
گواه آخرین پایداری ست،
کارگران اراده کننند
سریع ترین قطارها را ازحرکت باز می ایستانند؛
و نیز هر کشتی در اقیانوس
چرخهای تولید،
و هر معدن و کارخانه ای را، 
تنها با زنجیر اتحادشان.
ناوگان و قدرت هر کشوری،
 درفرمان و استیلای کارگران.
کارگران متحد شوید
مردان و زنان کارگر در کنار هم؛
درهم می شکنیم سرمایه داران را
چونان موجی و خاکروبه ای؛
اتحاد، اتحاد
جدایی مرگ ماست؛
شعارما این است--
"همه برای یکی، یکی برای همه"
کارگران جهان، به پا خیزید!
با تمام قدرت و شکوه تان؛
حقتان بستانید.
دیگر زاری  برای نان کافیست،
آزادی، عشق و سعادت از آن ماست.
آن هنگام که پرچم سرخ شکوهمندمان
در سرزمین کارگران
به اهتزاز در آید.




Workers of the world, awaken!
Break your chains. demand your rights.
AII the wealth you make is taken
By exploiting parasites.
Shall you kneel in deep submission
From your cradles to your graves?
ls the height of your ambition
To be good and willing slaves?
CHORUS:
Arise, ye prisoners of starvation!
Fight for your own emancipation;
Arise, ye slaves of every nation.
In One Union grand.
Our little ones for bread are crying,
And millions are from hunger dying;
The end the means is justifying,
'Tis the final stand.
If the workers take a notion,
They can stop all speeding trains;
Every ship upon the ocean
They can tie with mighty chains.
Every wheel in the creation,
Every mine and every mill,
Fleets and armies of the nation,
Will at their command stand still.

Join the union, fellow workers,
Men and women, side by side;
We will crush the greedy shirkers
Like a sweeping, surging tide;
For united we are standing,
But divided we will fall;
Let this be our understanding --
"All for one and one for all.''

Workers of the world, awaken!
Rise in all your splendid might;
Take the wealth that you are making,
It belongs to you by right.
No one will for bread be crying,
We'll have freedom, love and health.
When the grand red flag is flying
In the Workers' Commonwealth.



----------------