Wednesday, January 27, 2016

مهدی ایزد یار

گفتمان سیاسی اجتماعی

مهدی ایزد یار

****************
***********
*******

روز ها  می گذرند!
...................

روز ها  می گذرند

همچون   تیرِ کمانی،

 

و من در رأسِ تیرِ کمانِ سرنوشت

در چشم هایم

و در قلبم

از وحشتِ بر خوردِ با انتها

   صفیرِ صدای درد می شوم،

و خود خواهی کمان تیر را

همچون  سیلیِ سرنوشت، در زیرِ چشم هایم

همراه با آبِ اشکهایم  اعتراض.

 

زمان  می گذرد

افتان و خیزان

راه را می سازم

و شادیِ بزرگ را

در پشتِ سر

به جای می گذارم،

 

و خود،  شادی را

در پنهان ترین  پستوی وجودم

همراه   با دانستن راهِ گذشته

با اشک

خنده می شوم

و صورتِ کبودم

خندان

درد می کشد.

و عبور خویش را از فراز

به حسِّ روز ها، که می گذرند

مبدّل می کنم،

و شب به افتادن

و روز را به بلند شدن

و تکرار را همراهِ آبِ خونِ سبزم

راه می سازم

و شادی را

همچون زوزۀ تیری

از دریچۀ گوش هایم

به قلبم

جاری.

 

   من قطرۀ کوچک روز را

   در سیاهیِ شب، می فهمم

   و روز را در دلِ این شبِ بزرگ

دوست دارم

 

و می خواهم

روز را همچون نوزادِ کوچکِ خوب

در دلِ این شبِ بزرگ

از شیرِ سفیدِ پستان هایم

سیر کنم .

 

و روزی

روز

همچون جوانی

مرا به فراموشیِ کبودیِ صورتم

راه خواهد برد

 ومن

دردِ صورتم را

به یاد خواهم آورد

و همراهِ روز

شب را

به میهمانی

به دیدنِ درختانِ سبزِ باغ

دعوت خواهم کرد .

 

... من قطرۀ کوچک روز را

    در عمقِ سیاهی شب

    دیدم

      و صورتم از درد

         تیر کشید .

ص183

مهدی ایزدیار(فصل پنجم)

اسپانیا. موستولس 1987

****************

****
******
**********
زیبایی  چشمهای غریبه گی

: (مهدی ایزدیار (کتاب، در آتش کده 

********** 
*فریاد زنده*

برنامه ای به نام * فریاد زنده* هر از چند گاهی در اطاق گفتمان سیاسی اجتمایی در نظر گرفته شده  که به مدت تقریبی نیم ساعت توسط مهدی ایزدیار در انتهای گفتگوهای تعیین شده ی همیشگی اجرا خواهد شد .
در این برنامه سعی در خوانش قطعات نوشتاری صده ی اخیر تاریخ ایران به زبان های ترکی،   فارسی،   کردی  و .... و با همکاری از پیش تعیین شده ی دیگر دوستان  *از نظر تقسیم بندی زمانی*  که مایل به شرکت باشند اجرا خواهد شد ..

شاید لازم  به ذکر این نکته نباشد که اطاق گفتمان سیاسی اجتمایی همیشه آماده ی پذیرش طرح های دوستان در زمینه های مختلف اجتمایی سیاسی بوده و هست و از تمام عزیزانی که پیشنهادی برای اجرا در هر موردی دارند با شادمانی استقبال خواهد شد ... و همیشه خواهان آن هستیم که با طرح و پیشنهادهای شما بتوانیم در مطرح کردن مسایل فرهنگی و سیاسی بطور روشن تر و کامل ترهمراه  قطره های دیگر،  در جریان حرکت انسان به سمت عدالت اجتمایی باشیم ...

بدون تردید با همکاری جمعی بین همه ما این امر امکان پذیر خواهد بود .... بررسی و بیان تاریخ بطور جداگانه و در نهایت وضعیت کلی آن مورد نظر ماست ..... هر آنچه  به   کودکی     به زنی     به مردی   و نهایتا به انسان اشاره ای دارد و یا هر آنچه سوال در ذهن ما ایجاد میکند و بطور کل آنچه که  باعث به حرکت آمدن ما و در جریان قرار دادن ماست، نه فقط برای ناظر بودن، بلکه برای 
شرکت کردن در تغییر سیستم حاکم بر جهان است،  مورد نظر ماست

با دید گاه هایی  همیشه گسترش یافته تر و همکاری همگی ما با هم حرکت، نتیجه خواهد داشت .

                                                                                                گفتمان سیاسی اجتمایی 




شنبه  22 مهر 1396: 14اکتبر 2017

 2 #فریاد زنده

 برنامه ای با 
با 

شنبه  15 مهر 1396: 7 اکتبر 2017

                                   فریاد زنده                                 


 برنامه ای جدید 
با 

********

گزارشی مختصر در مورد وضعیت انتخابات در اسپانیا  و مسئله ی 
 رفراندم در مورد استقلال کاتولونیا

با مهدی ایزدیار

فایل های یوتیوب/صوتی





*****
آفتاب میتابد



سروده ای از مهدی ایزد یار:خور شید می تابد 
(The Sun Is Shining)

آنگاه که بودن را نمیدانستم    با وعده های  آسمانی   دیواری در تفکرم  و صلیبی بر یک دست و شمشیری بر دست دیگرم نهادم .... و زمانی که  خون همزادم
 بر چهره ام پاشید .... ترسیدم .     چشمهایم را بستم   و از از پشت پلک هایم   خورشید را دیدم ....... بدنم در تاریکی سیاهی غوطه ور بود 
من شب را دوست دارم    شب تاریک را . شب از حرکت است و روز نیز از حرکت زمین .. ولی   شب سیاه و تاریک را دوست ندارم .... شب سیاه شبی است طبیعی  ولی شب سیاه  شبی است بد      شبی است  خفقان آور   شبی است که از سیاهی  قلب های بد جریان می یابد    شبی است که آزادی را می خورد   نوشته کتاب ها را از چشمان تو پنهان و دوست داشتن  را  بیمار می کند 
     

خور شید می تابد 


خورشید می تابد 
ولی آسمان  سیاه و تاریک است 

حس نمی کنی 
کسی در کنار تو  ایستاده 
که قطرات نور را 
   با سیاهی قلبش  می دزدد .

           نوشته : مهدی ایزدیار 
                  1990/4/27

طرح، نوشته، سروده وخوانش : 
مهدی ایزد یار 
بیست وهفتم مه 1990

********

زندانی

برای دیدن کلیپ یوتیوب اینجا کلیک کنید


  زندانی - کاری از مهدی ایزد یار




 زندانی - کاری تازه از مهدی ایزد یار

طرح، نوشته، سروده و خوانش

 از مهدی ایزد یار ......

 بیست و پنج مارس  2017



تور ها   ساختند و قصه ها پرداختند     زنجیر ها  تافته کردند  و  دیوارها کشیدند     شمشیر ها  گداختند   و به هم پیوند زدند  تا پر قدرت ترین  و زیبا ترین طبیعت  که نشان دوست داشتن  و زندگی است را به حبس بکشند   تا صدای آنهایی را  که با بیانشان می توانند  قدرت تیز جنایت  ظلم و دروغ را ذوب کنند به بند به کشند    آنان  غافل از آنند که زندگی، شور و دوست داشتن را نمی توان به بند کشید  فریاد آزادی خواهی  و آزادی خواهان را  خیال خامی است خاموش کردن ......... تا خورشید نیرو بخش  تا باران  زندگی زا   تا زمین  زاینده    در من و تو  و تو ای آزادی  ظاهرا  به بند کشیده   وجود دارد   می توان ...فریاد زد 



          زندانی ..

          

          لبریز از توام

              ای توان پر شور خورشید

          

           از تو می نوشم 

               ای لطافت خوب باران 
           
           انکارم   نمی توان کرد
                       
مهدی ایزد یار ...... بیست و پنج مارس  2017 
   


*************
دوست داشتن را میهمان

سروده ای از مهدی ایزدیار

*****


******
دوست داشتن را میهمان
سروده ای از مهدی ایزدیار
با درود
و به یاد سینه های فراخ و رنگین مبارزین راه آزادی ..
و با یاد سینه های فراخ و رنگین مبارزین راه آزادی..
و با یاد پستان های پر شیر زنان و مردانی که گلوله های سرمایه را بر سینه های خود پذیرفتند
و خورشید را برای همیشه در آسمان پر ستاره  ی ایران     جاودان   کردند
که  با گلوله های دشمن و سینه خود
افسانه  فریاد انسان را جاودان کردند
که با خون خود جوهر فریاد را در قلم ها  جاری کردند
که فریاد را با رنگ سرخ خود بر سینه ی خود نوشتند 
سینه  فراخ انسان را در مقابل گلوله های داغ مرگ
در تماهی رگ های قلبم
و در تمامی استخوان های سینه ام
                          حس  می کنم
درد گلوله ها را
که با دوست داشتن    هماغوش می شوند
                                    حس می کنم
 
آن پیرهن  سپید را
که گلوله را  میهمان  می شود
و آن اطاق بدون دیوار را
که برف های  صحرای ذهن  را
                    هموار تر  می شود
                    در تمام  بدنم
در تمامی بدنم
می فهمم
و رنج را    با عطر اقاقی  و گل میمون      میهمان می شوم
 
دوست داشتن را
        با هزاران گلوله
       با هزاران  زخم شمشیر
در قلب  بیمار خود 
میهمان می شوم
دوست داشتن را  دوست می شوم
                       فریاد می شوم
                           سبز می شوم
                            آب می شوم
                          رود می شوم
                          کوه می شوم
                                       ......دوست می شوم 
ولی مرگ را    همراه در راه  هر گز از شما  نمی خواهم
مرگ را  برای قلب مضطرب خویش
هم راه  با درد
در راه
با فریاد
با سبز
همراه  با تو ای بوسه های شاد
             همراه  می شوم
مرگ را خورشید  می شوم
درختان  کهن سال می شوم
 
و امروز من خورشید را
دو باره  با سبز
همراه می شوم
و زاییدن را
دو باره
و یا شاید    چندین باره   تکرار می شوم
               خورشید را  تکرار می شوم
سرفه های مرگ را
با شما ای گلوله های دوست
              آشنا می شوم
                  آشنا می شوم    
         و سپس      صدای بوق ماشین را
         همراه  با تو ای صدای رود
         در  راه
           که شاید  در کویر است
           همراه با دوست داشتن
                     دوست می شوم
 
امشب خواب را
با صدای گلوله ها
   در خواب
  با  خواب
با تو ای ندیده
فریاد می شوم
سبز می شوم

                             مهدی ایزدیار

                             زمستان  دو هزار و شش 


********

در پشت پنجره 

سروده ای از مهدی ایزدیار

*****
در پشت پنجره  صدای رعد   می آید
در پشت پنجره صدا می آید
نه
از پشت پنجره   فریاد رعد می آید
در پشت پنجره  فریاد  رعد می آید
در پشت پنجره
کسی زاییده می شود
در پشت پنجره   صدای فریاد می آید
 
از این اطاق بیرون باید رفت
زمان زایش فرا رسیده است
 
آری صدای  فریاد نوزادی
به رنگ سرخ
به رنگ لبخند
به رنگ آزادی
آزادی
آزادی
آری آزادی
آری صدای انقلاب می آید
 
در پشت پنجره  زندان است
از پشت پنجره  صدای رعد  می آید
از پشت پنجره
در پشت پنجره
 
صدای رعد می آید
صدای شکستن زنجیر
 
در پشت پنجره
گلوله با سینه همراه است
 
از پشت پنجره
صدای رعد می آید

                                                       مهدی ایزدیار
                                                     آگوست  دو هزار و پنج 


 *******


زیر شب

سروده ای از سعید سلطان پور

****
با صدایی  پر از خار و زخم
با صدایی پر از جراحت های تجربه
                                نعره  می کشم
آیا دریای خار و خون را می بینی؟
 
با حنجره ای خونین
               نعره کشیدم
آیا صدای زخم را شنیدی ؟
 
مشت هایم را بر شب کوفتم
شب
سر سخت
     ایستاد
 
زیر شب
       چون ستوری زخمی
سم بر زمین کوفتم
               و گریستم
 
ستاره
   ویران بود
هیچکس ضجه های خونین را نشنید
با حنجره ای خونین
         نعره کشیدم
هیچکس باران خون را ندید
 
زیر شب
و زیر ابر
ای عظیم ترین فریاد
بگذار تو را چنان بر کشم
که به قلب ستارگان
            پرتاب شوم
 
با صدایی  پر از خار و زخم
در انقلاب خونین
به دیدارم بیا
                                 سعید سلطانپور 


*****


Preso por la puesta del sol
Igual que un ave cansado de su canto
En un ocaso del sol
Lleno el canto suave y sencillo de la luz
Alzo el vuelo acompañado la luz del ocaso
He de llegar la masa blanca de mi ser
Al blanco amanecer de la esperanza
Podre hacer camino entre la oscuridad de la noche
O habrá otro camino del ocaso al amanecer
Mehdi izadyar .1990 .

****************
***********
*******
****
***


خورشید  می تابد
ولی آسمان  سیاه  و تاریک  است .

حس نمی کنی
کسی در کنار تو ایستاده

که قطرات  نور را
با  سیاهی  قلبش می دزدد.



مهدی ایزد یار 1990.

**********************
******************
**********
******
***
2016 شنبه 30 ژانویه

  جنگهای صلیبی و رابطه ی آن با جنگهای در پیش قرن بیست و یکم 

 

گفتگویی با مهدی ایزدیار

صحبت در مورد جنگ های صلیبی .... اشاره مختصری  به جنگ های سه مذهب بزرگ یهودیان، مسیحی یان  و مسلمانان است .. و این که آیا جنگ های بین این سه فرقه از قرن  یازده ام تا به امروز ریشه ی مذهبی داشته  و یا اقتصادی و یا هردو؟ واگر هر دو، آیا می توان جنگ های در پیش قرن بیست و یکم را با جنگ های صلیبی گذشته مقایسه کرد؟
و سوالی دیگر.... وظیفه نیرو های سازمان های سیاسی بخصوص نیروهای احزاب چپ در تمام جهان  چیست؟  


فایل های صوتی

بخش یکم     بخش دوم    بخش سوم    بخش چهارم 

*******************
**************
*********
*****
***

گفتمان سیاسی اجتماعی

################################

Sunday, January 24, 2016

"جنگ های صلیبی و رابطه ی آن با جنگ های در پیش قرن بیست و یکم "

گفتمان سیاسی اجتماعی

*******************************
******************
**********
******
***
2016 شنبه 30 ژانویه

  جنگهای صلیبی و رابطه ی آن با جنگهای در پیش قرن بیست و یکم 

 

گفتگویی با مهدی ایزدیار

صحبت در مورد جنگ های صلیبی .... اشاره مختصری  به جنگ های سه مذهب بزرگ یهودیان، مسیحی یان  و مسلمانان است .. و این که آیا جنگ های بین این سه فرقه از قرن  یازده ام تا به امروز ریشه ی مذهبی داشته  و یا اقتصادی و یا هردو؟ واگر هر دو، آیا می توان جنگ های در پیش قرن بیست و یکم را با جنگ های صلیبی گذشته مقایسه کرد؟
و سوالی دیگر.... وظیفه نیرو های سازمان های سیاسی بخصوص نیروهای احزاب چپ در تمام جهان  چیست؟  


فایل های صوتی

بخش یکم     بخش دوم    بخش سوم    بخش چهارم 

*******************
**************
*********
*****
***
خورشید می تابد


خورشید  می تابد
ولی آسمان  سیاه  و تاریک  است .

حس نمی کنی
کسی در کنار تو ایستاده

که قطرات  نور را
با  سیاهی  قلبش می دزدد.


مهدی ایزد یار 1990.


************

سرژ در شب يادبود ويگن
سیدنی - استرالیا 2004
https://www.youtube.com/watch?v=REFvHJQpdlM

_________________________________

گفتمان سیاسی اجتماعی

################################

Saturday, January 16, 2016

خشونت جنسی به زنان وماجرای شب سال نو کلن، یا 11 سپتامبر پناهجویان

گفتمان سیاسی اجتماعی

################################

2016 شنبه 23 ژانویه
 خشونت جنسی  به زنان و ماجرای شب سال نو کلن، یا 11 سپتامبر پناهجویان

گفتگو با احمد پوری 
و 
هما مرادی

 فعال مسایل زنان از کلن
*******************
فایل های یوتیوب / صوتی



بخش یکم   بخش دوم   بخش سوم    بخش چهارم 

خلاصه ی بحث احمد پوری

**************************
یکی از پوستر های نصب شده علیه خشونت جنسی، در کلن- آلمان 
************

من جهت ایجاد شفافیت سعی کردم تمامی منابع مهم را بخوانم و خلاصه ای از تمامی اخبار مهمی که در سایت رسمی رادیو آلمان بزبان فارسی منتشر شده است را اینجا نقل می کنم.
در بخش دوم یعنی یادداشت بعدی به آنالیز این اخبار خواهم پرداخت. 
دولت قانون و تجاوزگران سفیدپوست و رنگین پوست! (2)
بخش دوم و ادامه یادداشت قبلی " واقعیت معمای شب سال نو در کلن چیست؟ "
آیا تجاوز به زنان و دختران همواره در اروپا زلزله سیاسی بوجود می آورد؟ یا اینکه خیلی مواقع صدای قربانیان حتی بگوش رسانه های محلی هم نمی رسد تا چه رسد به اینکه تمامی رهبران سیاسی اروپا با قاطعیت تمام از قربانیان دفاع و علیه تجاوزگران اعلام موضع کنند!
آیا احزاب راست افراطی و نئوفاشیست همواره علیه آزارجنسی و تجاوز به زنان اینقدر حساس هستند؟نشریاتی که ماه هاست علیه پناهجویان به تبلیغات راسیستی می پردازند بشدت بازارشان رونق گرفته است... احزاب فاشیستی همواره بهترین جایگاه را برای زنان در کنج رختخواب و آشپزخانه و بچه داری تعریف کرده اند. رنج زنان هرگز مسئله گروههای راست افراطی و نئوفاشیست نبوده است! ولی در ماجرای کلن حساسیت فوق العاده خود را نشان دادند و بطور دائم از "زنان ما" حرف می زنند!
حوادث کلن بارومتر سنجش قدرت اجتماعی نیروهای نئوفاشیست و ضعف شخصیت اغلب رهبران سیاسی اروپا بود!
_______________
پناهجویان مرد مسلمان باید در کمپهای بسته بمانند و حق خروج از کمپها و آمدن به خیابانها را نداشته باشند! این تنها راه حلی است که امنیت زنان ما را تضمین می کند!
ویلدرس رهبر نئوفاشیستی "حزب آزادی" در هلند با استفاده از تمامی امکانات مهمترین رسانه های عمومی و میکروفون پارلمان هلند، اینگونه در جامعه هلند و اروپا تخم ترس و کین و تنفر از بیگانه می کارد!
این رهبر نئوفاشیست هلندی را خوب بخاطر بسپارید و با افکار او و تاکتیکهای تبلیغاتی او بهتر آشنا شوید. او یکی از پرنفوذترین رهبران فاشیست اروپاست که با هوشیاری فعلا در محدوده قوانین موجود جامعه را بسوی فاشیسم می کشد! او هنوز رسالت تاریخی خود را در آینده اروپا و رشد نئوفاشیسم بطور کامل ایفا نکرده است! هنوز از نردبان ترقی سیاسی بسرعت بالا می رود!...
*********************************
*******************************
******************
**********
******

***
پشت دیوارها
Tracy Chapman

دیشب صدا‌ی فريادهایی شنيدم
صداهايی بلند از پشت دیوار …
شب دیگری، با بیخوابی  برای من..
تلفن کردن بی فايده است
پلیس اگر هم بیاید
هميشه دير ميرسد

دیشب صدا‌های فريادهايی شنيدم
صداهايی بلند از پشت دیوار …
شب دیگری،  با بیخوابی  برای من
تلفن کردن بی فايده است
پلیس اگر هم بیاید
هميشه دير ميرسد
و وقتی که رسيدند
میگوند که نميتوانند
در اختلافات خانگی
بین یک مرد و همسرش دخالت کنند
و وقتي که از در بیرون میروند
اشک از چشم زن سرازير می شود.…

دیشب طنين  فریاد‌هایی را‌شنيدم
و  بعد سکوتی که روحم را لرزاند...
امیدوار بودم که داشتم کابوس ميديدم ،
تا  وقتی که ... آمبولانس را در  خیابان دیدم.
و پلیس گفت "ما اینجا برای حفظ نظم  و آرامش  هستيم"!!
"لطفا متفرق شويد"
"فکر میکنم  که حالا ديگر همه
احتياج به کمی استراحت و خواب دارند "

دیشب صدا‌ی فريادهایی شنيدم
صداهايی بلند از پشت دیوار …
شب دیگری
با بیخوابی  برای من..
تلفن کردن بی فايده است
پلیس اگر هم بیاید
هميشه دير ميرسد



@@@@@@@

"Behind The Wall"

Last night I heard the screaming
Loud voices behind the wall
Another sleepless night for me
It won't do no good to call
The police Always come late
If they come at all

And when they arrive
They say they can't interfere
With domestic affairs
Between a man and his wife
And as they walk out the door
The tears well up in her eyes

Last night I heard the screaming
Then a silence that chilled my soul
I prayed that I was dreaming
When I saw the ambulance in the road
And the policeman said
"I'm here to keep the peace
Will the crowd disperse
I think we all could use some sleep
"


Last night I heard the screaming
Loud voices behind the wall
Another sleepless night for me
It won't do no good to call
The police Always come late
If they come at all
*******************************
چرا؟

******************
**********
******
***
پیام زنان پناهندۀ ایرانی به زنان کلن و هر جای دیگر
شبکه همبستگی با مبارزات زنان در ایران

*******************************
******************
**********
******
***

2016 شنبه 30 ژانویه

"جنگ های صلیبی  و رابطه ی آن  با جنگ های در پیش قرن بیست و یکم "


 گفتگو با مهدی ایزدیار

صحبت در مورد جنگ های صلیبی .... اشاره مختصری  به جنگ های سه مذهب بزرگ یهودیان، مسیحی یان  و مسلمانان است .. و این که آیا جنگ های بین این سه فرقه از قرن  یازده ام تا به امروز ریشه ی مذهبی داشته  و یا اقتصادی و یا هردو؟ واگر هر دو، آیا می توان جنگ های در پیش قرن بیست و یکم را با جنگ های صلیبی گذشته مقایسه کرد؟
و سوالی دیگر.... وظیفه نیرو های سازمان های سیاسی بخصوص نیروهای احزاب چپ در تمام جهان  چیست؟  

*******************************
******************
**********
******
***

درگذشت مادر سپهری در بابل

*******************************
******************
**********
******
***

به کدامین گناه؟

 لادن بازرگان


 مرگ مادر بهکیش (نیره جلالی مهاجر) و سیل تسلیت ها و یادواره هایی که عده بیشماری از او کردند، من را بر آن داشت  تا به یاد او و گرامی داشت تلاشهای او برای دادخواهی و روشن شدن حقایق جنایت های رژیم جمهوری اسلامی در دهه شصت، این مطلب را بنویسم.
ادامه ی مظلب

*******************************
******************
**********
******
***
تاثیر رشد بنیادگرایی بروضیعت زنان و نقش جنبش زنان

سمینار سالانه تشکل های مستقل زنان و زنان دگر و همجنسگرای ایرانی در آلمان- ژانویه ۲۰۱۶ در شهر کلن

*******************************
******************
**********
******
***
«مرا به خاک نسپارید»
شعری در رابطه با درگذشت مادر نیره جلالی مهاجر (مادر بهکیش)
از
محمود خلیلی


مرا به خاک نسپارید
نه! مرا به این خاک غریب نسپارید
سالهای زیادی را سپری کردم
پیمانه ام لبریزشد
اما!!!
تا آخرین نفس ، تا آخرین نگاه
همیشه صبورانه
نگاهم به راه بود
چشم انتظار گشودن دربی!
درب خانه، درب زندان
درب خاوران
درب زندان بزرگی بنام ایران
مرا به خاک نسپارید
نه! مراکه هیچگاه،
دل سیری دُردانه هایم را ندیدم
مرا که در حسرت دیدار
خاک را با اشک سیراب ساختم
مرا به خاک نسپارید
خاوران درانتظارمن است

                                 محمود خلیلی

                               14 دی ماه 94  
______________________

« گرامی باد یاد و نام مادر مقاوم و مبارز «نیره جلالی مهاجر»(مادر بهکیش )»


درد و رنج خانواده زندانیان سیاسی از دیروز روز تا هنوز همچنان باقی است. مادران، پدران، همسران و فرزندان نیروهای مبارز، کمونیست و انقلابی در دو نظام سرمایه داری شاه و جمهوری اسلامی پا به پای زندانیان، سرکوب و شکنجه شدند و همپای آنان درد را تا اعماق وجود خود حس کردند، مورد ضرب و شتم و فحاشی و تهدید و تحقیر قرار گرفتند اما از پای نه ایستادند. دلهره و نگرانی با زندگی آنها اجین شده بود و عمر خود را در التهاب سرنوشت عزیزان خود سپری نمودند.

مادر مقاوم و مبارز«نیره جلالی مهاجر» یا «مادر بهکیش» سمبل نابی از این ایستادگی و مقاومت خانواده جانفشانان مبارزه طبقاتی بود. سالهای انتظار و صبوری در برابر دیوارهای سربه فلک کشیده زندانهای مختلف و سالهای نگرانی و دلهره برای عزیزانش از او شخصیتی مقاوم و چهره ای شاخص ساخته بود.

با اندوه فراوان مطلع شدیم مادررفقای جانفشان، زهرا (اشرف)، محمدرضا (کاظم)، محسن، محمود، محمد علی بهکیش و مادر همسر رفیق جانفشان سیامک اسدیان (اسکندر) بدرود حیات گفت و از بین ما رخت بر بست.

گفتگوهای زندان ضمن گرامی داشت یاد ونام «نیره جلالی مهاجر» (مادر بهکیش) مادر تمامی زندانیان سیاسی و همبستگی با فرزندان و خانواده این عزیز، بر امید او به مجازات عاملین کشتار عزیزانش و پا فشاری بر این که نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم، تاکید داریم. امید او بر این باور استوار بود که: دور نیست، دیر نیست روز رستاخیز خلق.

سرنگون باد کلیت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم
گفتگوهای زندان
15 دی ماه 94
_________________________________

گفتمان سیاسی اجتماعی

################################


Tuesday, January 5, 2016

شنبه 16 ژانویه : مبارزات اجتماعی داخل ایران در سالی که گذشت ، با کیومرث : نویسنده و فعال کارگری

گفتمان سیاسی اجتماعی

################################


2016 شنبه 16 ژانویه

"مبارزات اجتماعی داخل ایران در سالی که گذشت"

با کیومرث

نویسنده و فعال کارگری

چرا مبارزه ی کارگران و سایر فروشندگان نیروی کار موفق به ایجاد تشکل نمی گردد؟

فایل های صوتی

1     2      3      4      5      6 

*******************************
******************
**********
******

گفتمان سیاسی اجتماعی

################################

« گرامی باد یاد و نام مادر مقاوم و مبارز «مادر بهکیش )»

گفتمان سیاسی اجتماعی

«مرا به خاک نسپارید»

شعری در رابطه با درگذشت مادر نیره جلالی مهاجر (مادر بهکیش)
از
محمود خلیلی



مرا به خاک نسپارید
نه! مرا به این خاک غریب نسپارید
سالهای زیادی را سپری کردم
پیمانه ام لبریزشد
اما!!!
تا آخرین نفس ، تا آخرین نگاه
همیشه صبورانه
نگاهم به راه بود
چشم انتظار گشودن دربی!
درب خانه، درب زندان
درب خاوران
درب زندان بزرگی بنام ایران
مرا به خاک نسپارید
نه! مرا که هیچگاه،
دل سیری دُردانه هایم را ندیدم
مرا که در حسرت دیدار
خاک را با اشک سیراب ساختم
مرا به خاک نسپارید
خاوران درانتظارمن است

                                 محمود خلیلی

                               14 دی ماه 94


________________________________


به کدامین گناه؟

 لادن بازرگان


 مرگ مادر بهکیش (نیره جلالی مهاجر) و سیل تسلیت ها و یادواره هایی که عده بیشماری از او کردند، من را بر آن داشت  تا به یاد او و گرامی داشت تلاشهای او برای دادخواهی و روشن شدن حقایق جنایت های رژیم جمهوری اسلامی در دهه شصت، این مطلب را بنویسم.
ادامه ی مظلب
_________________

« گرامی باد یاد و نام مادر مقاوم و مبارز «نیره جلالی مهاجر»(مادر بهکیش»


درد و رنج خانواده زندانیان سیاسی از دیروز روز تا هنوز همچنان باقی است. مادران، پدران، همسران و فرزندان نیروهای مبارز، کمونیست و انقلابی در دو نظام سرمایه داری شاه و جمهوری اسلامی پا به پای زندانیان، سرکوب و شکنجه شدند و همپای آنان درد را تا اعماق وجود خود حس کردند، مورد ضرب و شتم و فحاشی و تهدید و تحقیر قرار گرفتند اما از پای نه ایستادند. دلهره و نگرانی با زندگی آنها اجین شده بود و عمر خود را در التهاب سرنوشت عزیزان خود سپری نمودند.

مادر مقاوم و مبارز«نیره جلالی مهاجر» یا «مادر بهکیش» سمبل نابی از این ایستادگی و مقاومت خانواده جانفشانان مبارزه طبقاتی بود. سالهای انتظار و صبوری در برابر دیوارهای سربه فلک کشیده زندانهای مختلف و سالهای نگرانی و دلهره برای عزیزانش از او شخصیتی مقاوم و چهره ای شاخص ساخته بود.

با اندوه فراوان مطلع شدیم مادررفقای جانفشان، زهرا (اشرف)، محمدرضا (کاظم)، محسن، محمود، محمد علی بهکیش و مادر همسر رفیق جانفشان سیامک اسدیان (اسکندر) بدرود حیات گفت و از بین ما رخت بر بست.

گفتگوهای زندان ضمن گرامی داشت یاد ونام «نیره جلالی مهاجر» (مادر بهکیش) مادر تمامی زندانیان سیاسی و همبستگی با فرزندان و خانواده این عزیز، بر امید او به مجازات عاملین کشتار عزیزانش و پا فشاری بر این که نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم، تاکید داریم. امید او بر این باور استوار بود که: دور نیست، دیر نیست روز رستاخیز خلق.

سرنگون باد کلیت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم
گفتگوهای زندان
15 دی ماه 94  

_________________________________

مادران خاوران



___________________________

گفتمان سیاسی اجتماعی

################################